X
تبلیغات
نماشا
رایتل

Something for U

سلام به وبلاگ من خوش آمدید.تو این وبلاگ مطالبی اعم از تصاویر- کلیپ - آهنگ و...کره ای می بینید.پس لذت ببرید.

ترجمه کلیپ TvN Taxi

چهارشنبه 3 خرداد 1391 23:04 نویسنده: farzaneh نظرات: 44 نظر چاپ

سلام بچه ها به لطف دوست گلم مهسا جون 12دقیقه از اون کلیپ TvN Taxi رو که توسط سایت جنتل براش زیر نویس انگلیسی گذاشتن رو براتون میذارم که این 12 دقیقه شامل یه بخش هایی از این کلیپ میشه و متاسفانه همش نیست.

کسایی هستن که خوندن زیر نویس انگلیسی براشون سخته و همچنین به علت اینکه بعضی از قسمتها ترجمش خیلی نامفهومه و ممکنه بعضی ها رو دچار سوءتفاهم کنه.من براتون به فارسی ترجمش کردم متن ترجمه شدش رو میتونین تو ادامه مطلب بخونین.

(((ادامه ترجمه اضافه شد دوستان)))

اینم از کلیپش:

دانلود کلیپ



یه سری سوال در مورد واقعیت ها و سوءتفاهم ها  در مورد سونگ ایل گوک وجود داره که اینجا پرسیده میشه.

سونگ میتونه هم راست بگه و هم دروغ.

ت:میدونی که شایعه ای درباره ازدواجت وجود داره؟درسته؟ازدواج فقط برای راحتی!!!

س:میدونم که خیلی از مردم براشون تو این مورد سوء تفاهم ایجاد شده.

ت:چرا عقیده داری که همچین سوء تفاهمی میتونه برای مردم ایجاد بشه.

س:ممکنه به خاطر خانواده و یا شغل همسرم این سوءتفاهم ها ایجاد شده باشه حدس میزنم.

ت:اون یه قاضیه دیگه درسته؟

س:بله و این( شایعات) منصفانه نیست.

ت:چه فکری کردی وقتی برای اولین بار در مورد این سوءتفاهم شنیدی؟به نظرت اومد لازم که حتما یه چیز هایی رو روشن کنی؟

س:من بعد از اینکه عاشق همسرم شدم باهش ازدواج کردم.

اینجا نفهمیدم منظورش ازreporter  خبر نگاره یا تهیه کننده.که این شخص برای سونگ یه تصمیم گرفته بوده.

س:اون به من گفت که تعداد زیادی زن رو به من معرفی میکنه تا این که من بتونم در آخر بانوی خودم رو ببینم.اون موقعی بود که من جومونگ رو بازی میکردم. به همین سادگی. من فقط احساس کردم که دوست دارم کسی رو ملاقات بکنم .من در این مورد بهش(reporter)گفتم و اون گفت که این کار رو برای من انجام میده.و اینطوری بود که من همسرم رو ملاقات کردم.

اول من شروع کردم به صحبت کردن با اون  و واقعا دوست داشتم که باهاش صحبت کنم.ما با هم صحبت کردیم که تقریبا ساعت 11.30شب شده بود و مغازه ها بسته بودن و من هم اون رو به خونشون رسوندم.

ت:با اولین نگاه عاشقش شدی؟

س:بله

زمانی که در مورد خانواده صحبت میکرد من به صحبت هاش توجه میکردم.

وقتی که یک شخصی که به همراه مادر تنها وسالخوردش زندگی میکنه و مادش هم امید به زندگی داره معمولا اون فرد سالخورده توی یه اتاق کوچیک زندگی میکنه و زوجین تو اتاقی که اصطلاحا master bed room بهش میگن زندگی میکنن.ولی  پدربزرگ همسرش پدر مادرش که تنهاست توی master bed room زندگی میکنه نه توی یه اتاق کوچیک.وقتی اون میره خونه اولین کاری که قبل از هر چیزی انجام میده میره پیش مادربزرگش و ادای احترام میکنه.این مثل اینکه برای سونگ خیلی مهم بوده .(من فقط اینو نفهمیدم تو متن که در مورد پدر بزرگش صحبت کرد که تنهاست وبا این ها زندگی میکنه پس چرا الان میگه مادر بزرگش احتمالا اشتباه ترجمس حالا یا با پدر بزرگش زندگی میکنن یا با مادر بزرگش مهم نیست.

ت:چه چیزی به غیر از داشتن تحصیلات خوب خودش وخانوادش تو رو جذب کرد؟

س:نمیخوام بگم که خیلی زیباست ولی قیافه دوست داشتنی(بانمکی)دارهاگه این رو بگم  که خیلی زیباست ممکنه که باز سوءتفاهم ایجاد بشه که به خاطر زیباییش باهاش ازدواج کردم.اون واقعا  فرد جذابیه و توجهش به مردم و ...من با نگاه اول عاشقش شدم.موقعی که من جومونگ رو بازی میکردم معمولا نمیتونستم 2روز پیاپی مرخصی بگیرم اما بعضی موقع ها این مورد اتفاق می افتاد.که روز بعدش میرفتم به ایلسان برای دیدنش.

ت:اون باید تو رو خیلی دوست داشته باشه؟  الان هیچ کسی وجود نداره که سونگ ایل گوک رو دوست نداشته باشهمخصوصا بین زنها.حتی مادر بزرگ 80ساله هم ممکنه که عاشق سونگ ایل گوک باشه.

س:دیدار در روزهای بعد از اولین ملاقاتمون و ادامه دادن مکالماتمون رابطمون رو حفظ کرد حدود1سال و نیم به طول انجامید.(همون دوران نامزدیه خودمونه دیگه)

ت:ما مطمئنیم که تو تو سئول هم اون رو ملاقات میکردی.کجا ملاقاتش کردی؟

س:من واقعا متاسفم ولی ما برای این که همدیگرو ملاقات کنیم از پارکینگ اکادمی قانون همسرم استفاده میکردیم.(تو پارکینگ همدیگرو میدیدن)و اطراف رودخانه هان.موقعی که من جومونگ و بازی کردم خیلی از مردم منو میشناختن.ما نمیتونستیم جایی بریم.

من میخواستم با  از یه راه عالی بهش پیشنهاد ازدواج بدم.و من این کارو میخواستم  شب کریسمس توی یه رستوران در برج نامسان به انجام برسونم.

ت:یعنی کل رستوران رو اجاره کردی؟

س:نه کاملا ولی اون ها اونجا رو ساعتی اجاره میدادن و من یه سری شروط رو فهرست کردم و یه قسمتی رو برای کل بعدازظهر اجاره کردم.اون روز نزدیک بود و من میخواستم  که برنامه هام  تحقق پیدا بکنه. که اون روز اون جا موج میلیونی از مردم وجود داشت.روزهای دیگه من میتونم مصاحبه بکنم با مصاحبه گرا  و با مردم صحبت بکنم و یا بعضی چیزای دیگه ولی نه اون روز.(دوست نداشته اون روز این کار هارو انجام بده).من توی هیچ حسی نبودم(منظورش اینه که از حس جومونگ خارج شده بوده)در حالی که هنوز توی فیلم برداری جومونگ بودم و فیلمبرداریش ادامه داشت.

من قبلا برای این روز پرداخت کرده بودم و به خاطر همین مجبور شدم به خواهرم و شوهرخواهرم پیشنهاد بدم که برن.ما هیچ جا نتونستیم بریم بنابراین من پیشنهاد دادم که توی ماشین بشینیم (حرف بزنیم و این شب رو بگذرونیم)که واقعا شرم آور بود.من برای این کار یه رستوران و ... رزرو کرده بودم درسته؟(حالت تمسخر)

من یه چیزی رو میخواستم بهش نشون بدم یه تم مستند از عشق بود.و بعد از اون میخواستم بهش بگم من شبیه اون شخصیت نیستم ولی عاشق تو خواهم ماند.

من واقعا احساسی هستم نه مثل همسرم همسر من خیلی منطقیه احتمالا به خاطر رشته تحصیلاتیشه که حقوقه.

من این ویدئو رو از هان هیه جین قرض گرفته بودم که وای هنوز بهش برنگردوندم. اما...من چرا درمورد این موضوع صحبت کردم؟از موضوع خارج شدم...در مورد چی صحبت میکردم؟

ت:در مورد احساسی بودن و منطقی بودن صحبت میکردی.واقعا که سونگ خیلی بانمکه.

س: من اون ویدئو رو دوباره دیدم اون واقعا داستان غم انگیزی داشت.اگرچه من قبلا هم این ویدئو رو دیده بودم.ما درست مثه شما نشسته بودیم و من خیلی تلاش میکردم که اون گریه هام واشک هام رو نبینه و بهش نشون ندم که دارم اشک میریزم.ولی اون فقط دست به سینه نشسته بود و فیلم رو تا اخر کامل نگاه کرد.

ت:منظورت اینه که خیلی سرد نگاه میکرد؟

س:بله خیلی سرد.اون فقط متعجب بود که چرا من این فیلم رو دارم بهش نشون میدم؟

ت:خوب پس درحالی که داشتی گریه میکردی بهش پیشنهادتو دادی؟

س:بله من وقتی داشتم اشکهامو و ابریزش بینیمو پاک میکردم بهش گفتم شاید من مثه اون شخصیت توی فیلم نباشم ولی تو رو دوست خواهم داشت و عاشقت خواهم ماند و بعد حلقه رو توی انگشتش قرار دادم.


پارت بعدی:

ت:تو هیچ عکسی از بچه هات نگرفتی هنوز؟

س:چرا دارم توی گوشیم هست.

ت:چقدر بانمکن.تو که 3تاداری من نمیتونم یکیشونو داشته باشم؟  دیوونه شدی؟

پدرشون که خیلی خوش هیکله.

اسم بچه هات dae-han, min-kook , man-se هست.

س:ما قبلا این اسم ها رو انتخاب کرده بودیم و برنامه ریزی کردیم که بعدا تصمیم گیری کنیم که من هنوز این کارو نکردم.

ت:میخوام باهات رو راست باشم من فکر میکنم dae-han, min-kook خوب هستن ولی man-se ...


پارت بعدی:

س:من برای بازیگری درخواست داده بودم و فقط امتحانش کردم.بعد از گذروندن مرحله ورودی با یکی از مصاحبه کننده ها تو مراسم تشیع جنازه روبه رو شدم که به من گفت قبولم کردن بدون اینکه من از نفوذ و اعتبار مادرم استفاده بکنم.

اون موقع اشخاص زیادی بودن که توی این کار پشتیبانی برای خودشون داشتن ولی من هیچ پشتیبانی نداشتم.

واقعیتش مادرم در مورد من خیلی نگران بود و میدونست که من دیوونه وار نمی خوام که بازیگر بشم,می دونست که چقدر سخته که بخوای در بازیگری حرفه ای بشی و من واقعا برای این کار به دنیا نیومده بودم.

ت:مادرت در همون آغاز کارت نتونست از تو یک ستاره بسازه ولی می تونست تو رو با Pd  یا با مسئولان تعیین بازیگران ارتباط بده و آشنات کنه(به عنوان پارتی).درسته؟

س:نه.

ت:یعنی اون هیچ وقت این کارو نکرد؟

س:نه...هرگز

ت:درسته مادرت اصلا از این نوع افراد نیست.

س:مادم به خوبی می دونست که از اون افراد نمی تونه هیچ کمکی برای من بگیره,در هر حال مادرم هیچ درخواستی به نفع من نکرد.در این مورد هیچ لطفی به من نکرد.

ت:قبل از این که تو یه ستاره بشی مردم هیچی در مورد سختی هایی که کشیدی نمی دونستن تا این که توی برنامه Talk show بلاخره آشکار کردی وگفتی.

ت:در مورد گذشته بگو.

س:من اون دوره ها رو بدون هیچ شهرتی گذروندم.درام رئیس بزرگ رو به یاد دارید؟

ت:آره...آره

س: in-pyo chaقهرمان فیلم بود و hoon lee نقش پدربزرگ واقعی مادریم رو بازی میکرد.

 Seo jin leeو من پشت صحنه نشسته بودیم و من از اول تا آخر هیچ کلمه ای حرف نزدم تمام کاری که کردم نشستن به حالت دست به سینه بود.

ت: Seo jin leeانتظار اینو داشت که تو مشهور بشی؟

س:خوب اون موقع ما همدیگرو نمیشناختیم.

ت:قبل از این که به خاطر جومونگ مشهور و محبوب بشی از مادرت هیچ انتظاری داشتی که بخواد کمکت کنه؟

س:اگه بگم نه نداشتم...این دروغه

ت:ولی صریح هم نمیتونی بگی نه؟

س:بله ,چون از طرفیم تو این مدت هیچ کمکی به من نکرد.

ت:مادرت این کارو تا الانم انجام نداده.تو در این مورد باید خیلی خوب باهاش بر خورد کرده بوده باشی.


پارت بعدی:

ت:از زمانی که هر دو تون در اختیار ما قرار دیدین خیلی ممنونیم.

ت:من  احساس می کنم که بعضی موقع ها احتیاج دارم که ببینمت Jang hoon

ج:به من یک شانس بدید که به عنوان کاراکتر اصلی تو برنامتون شرکت کنم.

ت:بله قول میدیم که حتما این کارو کنیم.

ج:خوبه اما این دومین باره که منو اینجوری دعوت میکنین.یه بار هم با park kyung-rim منظورم اینه

ت:اگه قول بدی یه چیزایی از خودت تو برنامه تاکسی نشون بدی حتما این کارو میکنیم.

ج:میدونم منظورتون صدامه ولی پس اجازه بدید بعد از اینکه آلبومم به پایان رسید.

ت:ما واقعا امیدواریم که رابطه دوستانه بین سونگ و جانگ باقی بمونه یه رابطه عمیق دوستانه.  

خیلی خیلی ازتون متشکریم

ت:فریاد بزنید...

dae-han, min-kook , man-se